میگفت پاییز که میشه دلش آروم قرار ندارهمیگفت پاییز فصل عاشقاستمیگفتم یعنی چی فصل عاشقاست مگه من که عاشق نشدم دل ندارم؟!میگفت تو نمیفهمیش بذار دلت یه جا گیر کنهگفتم برو بابا عشق که واسه ما ها نیست عشق واسه از ما بهترونه مفتش گرونهمیگفت عشق در و پیکر حالیش نیست یوهویی عاشق میشی یوهویی دل میبندی یوهویی ترکت میکنه یوهویی پاییزی میشی برگ میریزی بارون میباره اشک میریزیگفت و من باور نکردمگفت و گذشتگفت و عاشق شدمحالا کجایی ببینی که هم عاشق شدیم و هم پاییزیمیگم این پاییزم عجب فصلی هاانگار که خودشم عاشق بوده یه زمانیوگرنه این همه بارون و برگای پوسیده و پلاس شب های خیس بارانی...